"می‌توانی روی خاطره‌ها سرپوش بگذاری، یا چه می‌دانم، سرکوبشان کنی، ولی نمی‌توانی تاریخی را که این خاطرات را شکل داده پاک کنی." سارا مستقیم به چشم‌های او نگاه می‌کرد. "هرچی باشد، این یادت بماند. تاریخ را نه می‌شود پاک کرد نه عوض. مثل این است که بخواهی خودت را نابود کنی."

- سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش، هاروکی موراکامی، ترجمه امیرمهدی حقیقت


نویسنده : افرا ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ تاریخ پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٤
تگ های این مطلب:کتاب


دانشگاه ایمیل زده بود با موضوع خبر مرگ مریم. مریم رشیدی. چقدر از کنار هم رد شده بودیم بی که بدونیم روزی صاحب چهره ساده و آرامی فقط در آرزوی ساختن یک زندگی آرام‌تر و شایسته‌تر کشته میشه. فردی پرتلاش و متکی به خود :(

P.S. 1: بمیرم، پسر شش ساله‌ش.

P.S. 2: لعنت.


نویسنده : افرا ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ تاریخ شنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٤


وسط اون همهمه و فضاسازی مناسب، وسط یه قصه‌سازی که کمتر دیده شده، وقتی اون دیه‌گو مارادونا بود، رویا من بودم.


نویسنده : افرا ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ تاریخ سه‌شنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٤
تگ های این مطلب:وصف حال