-

یکی از حفره‌های اخلاقی نگارنده این هست که بنده تحت هیچ شرایط در محیط کار از اصطلاح "اشتباه کردم، اصلاح‌ش می‌کنم" استفاده نمی‌کنم. خوب می‌دونم که انسان جایز‌الخطاست و اشتباه یک امر بدیهی محسوب میشه اما در کنارش می‌دونم که همون انسان کامل هم نیست. و خب این اخلاق من هم یکی از چندین نقص. نهایت کاری که می‌کنم اینه که بگم باشه یه نگاه بهش می‌اندازم. طرف مقابلم هم چون می‌بینه خیلی دقیق و موشکافانه دارم صفحه مانیتورم رو بررسی می‌کنم؛ از اینکه اون کار رو در اولویت‌های مندرج در لیست کارهای موکول شده‌م میذارم خیلی راضی و خوشحال به زندگی‌ش ادامه خواهد داد. و هیچ‌وقت هم درک نخواهد کرد که وسط فیدخونی‌های من نباید تمرکزم رو به خاطر کارهای پیش‌پا افتاده‌ای مثل بررسی تغییر خط انتقال گاز از توی خاک به روی خاک دیسترب کنه! یه قانون گفته اما نانوشته‌ای هست که میگه اول فیدخونی بعد کار. همین میشه که کلی کار دارم اما انجام نمی‌دم چون توئیتر و وبلاگ‌ها مهم‌تر هستن. بعضی موقع‌ها هم همه این‌ها رو انجام می‌دهم و تمام، اما باز هم نمی‌رم سراغ کارهام چون یه لبه مشکی مانیتور وجود داره که باید بهش زل بزنم. رئیسم آشنایی خیلی خوبی با این اخلاق من داره. یقین پیدا کرده هرچقدر هم فشارم بده نمی‌تونه این اعتراف رو از من بگیره. همین آگاهی رئیسم باعث شده هیچ‌وقت اجازه نده من برم. نه که نیروی نمونه‌ش باشم؛ بل می‌دونه با این اخلاق قشنگم هیچ‌جای دیگه‌ای نمی‌تونم کار کنم. بنده‌نوازی می‌کنن ایشون. این‌ها رو گفتم که برسم به این نقطه که رئیس محترم‌ام حیف که اینجا رو نمی‌خونی اما اگر معجزه‌ای رخ داد و روزی گذرتون به اینجا افتاد امیدوارم بدونید که بین اون چهار نفری که موظف بودن شما رو ممیزی کنن اون تنها نفری که فرم ارزیابی مدیران رو برای شما با امتیاز صد ثبت کرد من بودم.


نویسنده : افرا ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ تاریخ چهارشنبه ٥ آذر ۱۳٩۳
تگ های این مطلب:خودشناسی هفت صبح