به تاسی از سیدالشهدا (علیه‌السلام)، چراغ‌ها رو خاموش کرده و گفتم «هرکی می‌خواد بره، بره». اما ته دلم خیره‌ام که «کاش‌کی کسی نره...»؛ یکی درونم نشسته که منتظره کسی بخواد بره، بدو بره دم در دستاش رو حائل کنه فریاد بزنه «هیش‌کی از این‌خونه بیرون نمی‌ره.»

P. S.: از دیوار حسین نوروزی


نویسنده : افرا ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ تاریخ سه‌شنبه ۱۱ آذر ۱۳٩۳
تگ های این مطلب:از دیگرانِ خوب ¡تگ های این مطلب:وصف حال