"با آنکه همیشه درک ریکاردو آن قدر برایم آسان است ولی هرگز نتوانسته‌ام اخلاق میرلا را بفهمم. گاهی فکر می‌کنم اگر دخترم نبود اصلاً قادر نبودم او را دوست داشته باشم. او تنها به زندگی کردن و به محبوب بودن، چنان که من در سن او بودم راضی نیست. شاید برای اینکه تحصیل در دوره من برای دخترها با حالا فرق داشت. من هرگز فکر نکرده بودم وکیل دادگستری بشوم. ادبیات، موسیقی و تاریخ هنر می‌خواندم. در زندگی فقط آنچه را که زیبا و دوست‌داشتنی بود به من می‌آموختند، میرلا حقوق می‌خواند و همه‌چیز را می‌داند. من بعد از سال‌ها توانستم بر ضعف خود نسبت به کتاب پیروز شوم. درحالیکه او از کتاب نیرو می‌گیرد و همین نیرو است که بین ما فاصله می‌اندازد."

دفترچه ممنوع، آلبادسس په‌دس، ترجمه بهمن فرزانه


نویسنده : افرا ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ تاریخ سه‌شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۳
تگ های این مطلب:کتاب