در بیابان‌های دور بودم و نتونستم همون موقع ثبت کنم که خوشحالم. از این حجم امید تزریق شده توی زندگی مردم خوشحالم. دیروز تمام راه داشتم به ن فکر می‌کردم. ن دو سال پیش که ایمانی به انتخاب کردن نداشت. به شوخی پرسیده بود که رآی می‌دم؟ گفته بودم آره چون عمیقا به فریب براق چشم‌های این مرد امیدوارم. دیشب اما یه کلیپ به دستم رسید از ن که از فرط خوشحالی پرچم به دست تو میدون ونک می‌خندید.

P. S.: بله هنوز هم عمیقا به فریب براق چشم‌های این مرد امیدوار هستم. شما هم باشید.


نویسنده : افرا ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ تاریخ چهارشنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٤
تگ های این مطلب:وصف حال ¡تگ های این مطلب:جامعه‌شناسی خودمانی