خوب نیستم. خوب نیستم هیچ. از صبح که توییت مرضیه را دیده‌ام پریشانم. پشت میز نشستنم نمی‌آید. کار کردنم نمی‌آید. زندگی تنگ شده است برایم. دلم می‌خواهد بروم یک جا یک دل سیر گریه کنم. هرچقدر که این دختر قوی و محکم و کلا خوب است من اما نفسم بالا نمی‌آید از صبح. دل باز کردن اینوریدر را هم ندارم بس که بعد مرضیه برایم خاکستری‌ست. لعنت. لعنت به این وضعیت.

لینک


نویسنده : افرا ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ تاریخ سه‌شنبه ۱٧ تیر ۱۳٩۳
تگ های این مطلب:وصف حال