انسان در زندگی واقعی، چنان‌چه مجبور باشد، اگر بخواهد دوام بیاورد و از نفس نیفتد، باید دائماً با احساسات و عواطف خود به شکلی کنار بیاید: در آن موقعیت من نمی‌توانم عکس‌العمل شدید نشان دهم! این یکی را باید قبول کنم! آن یکی را باید نادیده بگیرم! انسان دائماً احساسات خود را با اوضاع اطرافش تطبیق می‌دهد، با آن‌ها محتاط رفتار می‌کند، آن‌چه را دوست دارد در قالب صدها نقش کوچک روزمره بروز می‌دهد، آن‌ها را متعادل و موزون می‌کند، برای این‌که ساختار کلی از هم نپاشد، چون خود جزئی از آن است.

با شما لئوی عزیز، ترسی از فی‌البداهه بودن ندارم. با خودم سبک و سنگین نمی‌کنم که آیا شما تحملش را دارید یا نه. بی‌محابا می‌نویسم و این خیلی عالی است. و به همین دلیل شما برای من غیرقابل چشم‌پوشی شده‌اید، چون مرا همان‌طور که هستم قبول می‌کنید. گاهی اوقات شما من را متوقف می‌کنید، گاهی بی‌توجهی نشان می‌دهید، بعضی چیزها در گلویتان گیر می‌کند. اما صبر و حوصله‌ی شما برای این‌که هم‌چنان این رابطه را حفظ کنید به من نشان می‌دهد که می‌توانم آن‌گونه باشم که هستم.

- مفید در برابر باد شمالی، دانیل گلاتائور، ترجمه شهلا پیام


نویسنده : افرا ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ تاریخ چهارشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۳
تگ های این مطلب:فیلم