شماره‌های مطمئن، پیام‌های مطمئن‌تر!

ناهید زنگ زده بود، شماره‌ش رو گم کرده بودم، اسم نداشت طبیعتا! صداش رو شناختم اما. ناهید بود. دراومد که: "بچه‌ها حل تمرین شروع شده، اگه می‌خواین بیاین". منم گفتم باشه، قطع کردم. درست همین‌جوری. بی‌دلیل. لابد الان فکر می‌کنه پیام رو رسونده. اما اونا که نمی‌رن. یعنی نمی‌دونن که بخوان برن. از وقتی این تماس عجیب و یهویی روزم رو شکاف داده، دارم فکر می‌کنم فکر کن طرف گوشی به دست می‌گفت: "من رسیدم، تو کجایی؟"، منم درمی‌اومدم که دارم میام. یا سر چهاراهم. یا اصلا؛ نمیام تو برو!

/ 2 نظر / 16 بازدید
...فلورا

ها!!! آره یه کم هضمش سخته ولی خوب لابد باید به تعداد زیادی زنگ میزده و وقت نبوده.

فلرتیشیا

دوبار این نوشته رو خوندم. آی کیوم به فنا رفت کاملا!! توانایی درک مظلب ندارم!