ترافیک سنگین مسیر و رب گوجه‌فرنگی زشک

عه عه، از دم خونه رادیو داشت با سوپ آماده و چی‌توز موتوری و شاتل و برنج هایلی مغزم رو رنده می‌کرد سر کوچه شرکت طرف خاموش کرد گذاشت هایده. خدا می‌دونه که نمی‌خواستم پیاده بشم. مجبور بودم.

/ 2 نظر / 15 بازدید
...فلورا

خیلی خندیدم. مرسی افرا جون.