ساعت هفت و بیست و هفت دقیقه صبح

گوشی رو برداشتم ازش بپرسم خب اگر همه‌چیز مطابق برنامه‌ریزی‌ش پیش بره، یعنی کی میره؟ و اینکه آیا باز هم همدیگه رو می‌بینیم؟ چقدر وقت دارم کلا؟ زل زدم به گوشی و در کسری از ثانیه دریافتم خفه‌خون بگیرم بهتره. و خب گرفتم؛ و شروع کردم به خوندن تیتر خبری "توافق با رنو در زمینه تندر 90 نهایی شد" و از زنی که نشسته بود تو ذهنم با انواع "نهایی شدن"‌ها جمله می‌ساخت پرسیدم چایی می‌خوره. گفتن نداره که وقعی بهم ننهاد و به خوندن‌ش ادامه داد.

/ 2 نظر / 5 بازدید
شاپری

عزیزم آدرس اون وبلاگشو رو دارم. فقط میخواستم بدونم وبلاگ جدیدش رو راه اندازی کرده یا نه هنوز ؟

ریحون

امان از هرچی رفتنه .. کاش یکی بیاد ! کاش تو بیای .. کاشششششش