حتی همین هم نه

به تاسی از سیدالشهدا (علیه‌السلام)، چراغ‌ها رو خاموش کرده و گفتم «هرکی می‌خواد بره، بره». اما ته دلم خیره‌ام که «کاش‌کی کسی نره...»؛ یکی درونم نشسته که منتظره کسی بخواد بره، بدو بره دم در دستاش رو حائل کنه فریاد بزنه «هیش‌کی از این‌خونه بیرون نمی‌ره.»

P. S.: از دیوار حسین نوروزی

/ 1 نظر / 17 بازدید
ریحون

می بینم که اینجا متحول شده .. بوس